محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

832

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

جست نامند باشد و سيوم را از مس به عمل مىآورند و چند قسم ديكر نيز قلمى فرموده‌اند چنانچه در تحفه و غير آن به تفصيل مذكور است و تحقيق آن است كه توتياى كرمانى كه انابيبى و سفالك نيز و بهندى كهپريه و سنك بصرى مينامند دودى است كه در كرمان كه معدن سرب است در وقت كداختن سنك آن به عمل مىآورند بدين طريق كه در كوزهء آن كه دو طبقه ميسازند بلند و به زير آن جاى آتش كردن ميكذارند مثل اجاغ و از خاك چسبنده كه در عرف آن را خاك‌رست مينامند و بعضى عورات بدان سر ميشويند خاك مسطور را خيسانيده و خوب سرشته و ورزيده از آن شمسها و قلمهاى راست به شكل خيارشنبر مدور كه دو سر آن اندك باريك و طول آن مقدار يك شبر باشد ميسازند و خشك نموده در آب نمك غوطه ميدهند و باز خشك مينمايند و انها را در طبقات كوزه مذكور چپ و راست و چليپا خوابانيده مىچينند و سنك سرب را كه تازه از معدن براورده‌اند ميكذارند تا دود آن بر انها پيچيده منعقد كردد و ضايع نشود و چون بعد مدتى يافتند كه قدرى معتد دود بر انها انعقاد يافته آن شمسها را بر مىآورند و شمسهاى ديكر بدستور بجاى انها مىچينند و همچنين پس آن شمسهاى معقود بر آن دود را باهستكى ميشكنند و دودهاى معقود را كه شكل قلم و انبوبه و سفالك است جدا كرده نكاه ميدارند و به اطراف مىبرند شنيده شد كه بدستور مسطور از سنك روح توتيا نيز در حين كداز به عمل مىآورند و خاصيت بسيار دارد نوع ديكر آن است كه كوره آن را به شكل تنورى سرتنك بلند ميسازند و در زير آن جاى آتش و كداز ميكذارند و از پايين تا بالاى ديوار آن تنور ميخهاى سفالين بدستور مذكور نصب ميكنند و سنك سرب را در زير آن تنور باتش قوى ميكدازند تا بخار غليظى كه از آن صعود مىكند بر ميخها بچسبد و منعقد كردد چنانچه ذكر يافت بر پايين ميخها ميچسبد غليظ و انبوبى مىباشد و آنچه بطريق كرد بر حوالى كوره و ديوار آن چسبيده شده است و تراشيده جمع ميكنند آن را توتياى كرد مينامند و پارچهاى انبوبى كه مشابهت بفلز دارد و رنك آن خاكسترى و صداى آن مثل چينى شكسته مىباشد اعلى و خالص‌تر و ناصاف آن مغشوش است اقسام آن را بدون تغسيل استعمال جائز نيست بدانكه توتياى هندى مستعمل در اكثر اكحال آنچه آن قدس سره در اكثر مواضع ضبط فرموده‌اند همين است نه توتياى اخضر حار حاد اكال و چون از كرمان به بصره برده و از آنجا بهند و ايران مىبرند مشهور به بصرى كشته و الا در بصره نميشود و امين الدوله ذكر نموده كه توتياى بحرى نيز مىباشد و آن سنك سفيد مستدير شبيه بسنك ريزه مىباشد و جالينوس توتيا را در اول سرد و در دويم خشك دانسته و مغسول را بارد و مجفف بىلذع و مشوى آن لطيف‌تر و مقوى چشم و حافظ صحت آن و مانع انحدار مواد و جهت تقويت روح باصره و قرحه چشم و قضيب و عانه و مقعده و سرطان متقرحه و جراجت بينى و سائر اعضا و اندمال قروح و با روغن كل جهت التيام جراحات عصب و نشف رطوبات و قطع نفث الدم و نزف الدم و تقويت معده مسترخيه و جهت قروح ظاهرى و باطنى شربا و ضمادا و اكثر امراض عين و اكله و شياف آن جهت حرقة البول و حمول آن جهت سيلان رحم نافع و مولد سدر و مصلح آن عسل و قدر شربتش تا نيم مثقال و قسم هندى آن قاتل و بدلش به وزن آن شادنج و نصف آن توبال النحاس مغسول و كويند مرقشيشا و اقليمياى بدل آن است در امراض عين مستعمل غير توتياى هندى اخضر است و مراد از توتياى هندى توتياى سفالك است كه بهندى كهپريه نامند دستور غسل آن بطريقى كه مسعود بن سنجرى در حقايق اسرار طب ذكر كرده آن است كه بكيرند توتيا را و با آب صلايه كرده و سحق بليغ نموده پس آن را در پياله كرده آب بران ريزند و برهم زنند و در پياله ديكر كنند و درد آن را دور كرده آب را بكذارند تا ته‌نشين شود آب آن بجر علقه دود كرده ته‌نشين آن را باز باب سحق كرده در پياله كرده آب بر آن ريزند و برهم‌زنند و در پياله ديكر كنند و دردى كه در پياله اول بماند دود كرده پياله دويم را بكذارند تا ته‌نشين شود و به همين دستور سه مرتبه عمل نمايند پس ته‌نشين آن را خشك كرده استعمال نمايند و بعضى كفته‌اند طريق آن است كه توتيا را سحق بليغ نموده در كيسه كتان متهلهل النسج كرده و كيسه را در پياله چينى كذاشته آب باران بر روى آن كرده حركت دهند تا رقيق و لطيف آن بيرون آيد و باقى ماند در صره رمل غليظ و وسخ آن پس آن آب را در پياله ديكر كرده بريزند بر آن كيسه آب باران مرتبه ديكر آنچه اول مرتبه به عمل آورده اين مرتبه نيز به عمل اورند و آنچه در آب برامده بر روى آب اول ريزند و همه را حركت دهند و در پياله ديكر ريزند پس دردى كه در ته پياله ماند دور كرده و آنچه در پياله دويم ريخته‌اند بكذارند تا ته‌نشين شود و آب آن را بجر علقه كرفته و ته‌نشين آن را خشك كرده به كار برند و بعض ديكر طريق غسل آن را چنين مقرر كرده‌اند كه توتيا را كوفته بيخته مخلوط باب باران نموده حركت داده آب در پياله ديكر ريزند و آنچه در پياله اول مانده باز صلايه نمايند پس در پياله نموده آب بر آن ريزند و حركت دهند و در پياله ديكر ريزند و درد آن را باز بسايند تا ديكر در ته كاسه چيزى نماند پس بكذارند توتيا را تا ته‌نشين شود و آب بالا ايستد آن را دور كرده توتيا را خشك نموده به كار برند طريق تشويه توتيا آن است كه آن را باب سائيده قرص نموده در آتش نرم بر روى سفال كذارند و بكردانند تا خشك شود و مشوى آن لطيف‌تر است و مقوى چشم و حافظ صحت و مغسول آن مجفف بىلذع است دستور پروردن توتيا باب غوره بكيرند توتيا كرمانى كوفته بيخته نرم بسايند و در ظرف چينى يا شيشه در آب غوره كه خوب صاف كرده باشند بخيسانند و تا نه روز هر روز آب غوره صاف تازه پرورده باشند بر روى سنك سماق اندازند و آب غوره كه خوب صاف و بىجرم باشد و با برف و يخ سرد كرده باشند باهستكى بسايند و چون خشك شود باز آب غوره سرد نموده اندك‌اندك بر آن ريخته بسايند تا آنكه بغايت نرم سوده شود پس در سايه خشك نمايند و در ظرف شيشه نكاه دارند و عند الحاجت به كار برند [ صنعت توتياى هندى كه توتياى اخضر است ] صنعت توتياى هندى كه توتياى اخضر است آن است كه مس را قلمهاى باريك تنك كرده ريزه ريزه مقدار نصف باقلا نموده و با ربع و ثلث وزن آن زاج سفيد و بعضى بجاى زاج كبريت ممزوج در ديك سفالى كرده سر ديك را بند نموده اطراف آن را به كل حكمت كرفته زير آن آتش بسيار ملايم ميكنند تا زاج و يا كبريت بتدريج سوخته شود و چون دانستند كه تمام سوخته شد فرود مىآورند و سر ديك را كشاده آنچه مس سوخته باشد جدا كرده نكاه ميدارند و تتمه را باز با زاج و يا كبريت به همان وزن ممزوج نموده در ديك ميكنند و به همان نحو ميسازند و همين عمل را مكرر مينمايند تا تمام سوخته شود پس مسهاى سوخته را در آب بسيار حل كرده در حوضى مىريزند و سه چهار روز ميكذارند تا متعفن كردد پس برهم زنند و زمانى ميكذارند كه دردى آن ته‌نشين شود آب سبز بالاى آن را كرفته در ظرفى نكاه ميدارند باز روز ديكر برهم زده آب سبز بالاى آن را ميكيرند و در آب روز اول مىريزند همين عمل مىكند تا ديكر آب رنكين